دستورگرايي و حاکميت قانون

دستورگرايي و حاکميت قانون

در اين مقاله، رابطه ميان دستورگرايي و حاکميت قانون را مورد بحث قرار خواهم داد. فرضيه‌ام اين خواهد بود: نخست، دستورگرايي يک پايه و بنياد لازم حاکميت قانون است؛ دوم، دستورگرايي ليبرال به مثابه يک تضمين حداقلي براي عادلانه بودن محتوا و شکل قانون، هر دو، عمل‌ مي‌کند؛ دستورگرايي ليبرال موازنه مناسبي ميان حاکميت قانون و حاکميت فرد پديد مي‌آورد؛ و بالأخره، دستورگرايي با حاکميت قانون پاسداري مي‌شود.

ادامه نوشته

درباره قانون اساسی چه می‌دانیم؟

درباره قانون اساسی چه می‌دانیم؟

یک قانون اساسی، مجموعه‌ای از قواعد مربوط به حکومت است که محدودیت‌ها و اختیارات و کارکردهای یک موجودیت سیاسی را برمی‌شمارد......

ادامه نوشته

امام خمینی و حقوق عمومی اسلامی

امام خمینی و حقوق عمومی اسلامی

امام خمینی تأثیرگذارترین فقیه شیعه در میان فقهاء شیعه اگر نباشد بی‌شک جزو تأثیرگذارترین آنها است. با این حال، این تأثیرگذاری نه به دلیل نوآوری‌های فقهی امام خمینی در حوزه‌های رایج و متداول فقهی بلکه به دلیل نظریه فقهی مشهور وی درباره حکومت به نام نظریه ولایت فقیه و امکان اجرای این نظریه در عمل از سوی وی می‌باشد.

ادامه نوشته

درآمدی بر حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

درآمدی بر حقوق اساسی جمهوری اسلامی ایران

. حقوق اساسی یکی از شاخه‌های مهم حقوق است که به «روابط سیاسی بین فرمانروایان و فرمانبران می‌پردازد».[1] این روابط به دلیل اهمیت محدودسازی و تعریف وظایف و اختیارات فرمانروایان از یک سو و تضمین و پاسداشت حقوق و آزادی‌های شهروندان از سوی دیگر به طور غالب در سندی معین به نام قانون اساسی چهارچوب‌بندی می‌گردد که در سلسه مراتب منابع حقوقی هر کشور در جایگاه و مرتبه نخست، عالی‌ترین جایگاه، قرار می‌گیرد به طوری که، صرف نظر از برخی استثناها، در تمام کشورها اعتبار دیگر منابع حقوقی در نسبت آنها با قانون اساسی تعیین گردیده و سازوکارهایی، مانند نهادهای نگهبان قانون اساسی، برای تضمین سازگاری منابع مزبور با قانون اساسی پیش بینی شده است.

ادامه نوشته

مختصری بر حقوق عمومی و حقوق خصوصی

حقوق عمومی قواعدی است که بر روابط دولت و ماموران او با مردم حکومت می کند و سازمانهای دولتی را منظم می سازد .

حقوق خصوصی مجموعه قواعدی که حاکم بر روابط افراد است مانند : روابط تجاری و خانوادگی و تعهدات اشخاص در برابر یکدیگر .
تمیز بین حقوق عمومی و خصوصی پیشینه بسیار طولانی دارد و در میان رومیان نیز رواج داشته است و بر اساس دخالت روز افزون دولت میان ارتباط مردم مفهوم حقوق خصوصی مورد نقد قرار گرفته است و تمیز بین حقوق خصوصی و حقوق عمومی را بسیار مشکل و دشوار ساخته است .

ادامه نوشته