فارسی نگاری در فقه
منابع مقاله:
فصلنامه فقه، شماره 19،
نجفی، محمدحسن؛
مجله
«کاوشی نو در فقه اسلامی » را در سال 1373 به انگیزه پاسخ گویی به خواست
مقام معظم رهبری که فرمود: «یک مجله تخصصی فقه در حوزه علمیه قم به وجود
بیاید، تا فضلای جوان و نورس، فرصت پیدا کنند، افکار نو و برداشتهای جدید
فقهی خود را در آن مجلات، مطرح کنند. این جور افراد باید شناخته شوند.» پی
ریختیم و از فاضلان و فرهیختگان خوش فکر و نوآور حوزوی دعوت به همکاری
کردیم که خوشبختانه مورد استقبال قرار گرفت.
زبان آن را فارسی گزیدیم، تا افزون بر آن
فایده مهم، به پرسشها، شبهه ها، علاقه ها و نیازهای زیر، پاسخ دهیم.
1. پاسخ به رویکرد مردمی که برای فهم همه سویه
اسلام و معارف دین، چشم به حوزه های علمیه دوخته اند. بی گمان بخش مهمی از
این معارف را مسائل فقهی تشکیل می دهند نیاز به تحلیل و بررسی ژرف، گسترده
و همه سویه دارند. بسیاری از دینداران و مؤمنان، با باور ژرف پای بندی
دقیق به احکام شرع، خواهان آنند تا بر فهم خود نسبت به احکام شرعی بیفزایند
و روشن است رساله های عملیه کنونی، با همه زیباییها و خوبیها و
راهگشاییهایی که دارند، نمی توانند پاسخ گوی این نیاز باشند.
2. بسیاری از شبهه ها و پرسشها به فقه و مسائل
آن، پس از انقلاب دامن گستر و ژرف اسلامی در ایران پدید آمده و با به
میدان آمدن فقه در تمامی عرصه های زندگی بر حجم و گوناگونی این پرسشها
افزوده شده است. فضای به وجود آمده پس از انقلاب این پرسشها را از دایره
نشستهای کوچک علمی به انجمن گاههای بزرگ فرهنگی علمی و حتی مطبوعات و رسانه
های همگانی کشانده است. بی گمان پاسخ درخور به این پرسشها و دفاع درست از
فقه، نیاز به بررسی و تحلیل مسائل فقهی و ارائه آنها به زبان امروزین جامعه
دارد.
3. فقه در مقایسه با دو دانش مهم دیگر: کلام و
اخلاق، جایگاه درخور و شایسته ای در عرصه زبان فارسی ندارد نوشته های گران
ارجی در عقائد و اخلاق، به گونه مستدل و به شرح بارهای بار به زبان فارسی
عرضه شده است، ولی در فقه، هنوز یک اثر قوی و استوار، که تمامی مسائل فقهی
را با استدلال و به زبان امروزین، در برداشته باشد، نداریم. متاسفانه نتیجه
این کم توجهی آن شده تا فقه که بخش مهم و گسترده ای از معارف اسلامی را
تشکیل می دهد، از زبان عرضه برای فهم عموم بی بهره گردد و خواستاران از فهم
این بخش از معارف دین، باز مانند، مخالفان دین هم از همین تهیگاه و رخنه و
روزنه استفاده کرده و به قلعه و برج و باروی فقه یورش آورده اند.