سوال چهارم
رأي وحدت رويه شماره 721
طبق
رأي وحدت رويه جديد، به استناد ماده 54 قانون آيين دادرسي دادگاه هاي
عمومي و انقلاب در امور کيفري، وقتي جرم مزاحمت تلفني واقع مي شود و محل
تماس گيرنده شهري باشد و بزه ديده و کسي که به مکالمه پاسخ مي دهد، در شهري
ديگري سکونت داشته باشد، دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان تماس گيرنده،
صالح به رسيدگي خواهد شد.
در اين پرونده، شعب بيست و هفتم و سي و پنجم
ديوان عالي کشور در استنباط از ماده 54 قانون آيين دادرسي دادگاههاي
عمومي و انقلاب در امور کيفري در اصل صلاحيت محکمهاي که جرم در حوزة قضايي
آن واقع شده است اتفاق نظر داشته اند؛ چرا که در تشخيص محل وقوع جرم
مزاحمت تلفني و صلاحيت مرجع رسيدگيکننده به آن در مواردي که قسمتي از فعل
تشکيلدهنده آن از يک حوزة قضايي صادر و حاصل آن در حوزة قضايي ديگر بروز
نموده و کامل شود، رويههاي مختلف اتخاذ نمودهاند و شعبه 27 حوزة قضايي محل
استماع مزاحمت تلفني و شعبه 35 حوزة قضايي محل صدور مزاحمت و محل مکالمه
موجد مزاحمت را صالح به رسيدگي دانسته اند.
برابر اين رأي وحدت رويه،
در مواردي که اجراي مزاحمت از يک حوزه قضايي شروع و نتيجه آن در حوزه
قضايي ديگر حاصل شود، محل حدوث نتيجه مزبور، محل وقوع جرم محسوب و مناط
صلاحيت دادگاه رسيدگيکننده نيز همين امر خواهد بود.
مقدمه و گزارش پرونده وحدت رويه شماره 721 ، نظريه دادستان کل کشور و رأي بدين شرح است.
الف: مقدمه
جلسه هيأت عمومي ديوان عالي کشور در مورد پرونده وحدت رويه رديف 86/14 رأس
ساعت 9 روز سه شنبه مورخ 21/4/1390 به رياست حضرت آيت ا... احمد محسني
گرکاني رئيس ديوان عالي کشور و حضور حجة الاسلام والمسلمين محسني اژيه
دادستان کل کشور و شرکت اعضاي کليه شعب ديوان عالي کشور در سالن هيأت
عمومي تشکيل شد و پس از تلاوت آياتي از کلاما... مجيد و قرائت گزارش
پرونده و طرح و بررسي نظريات مختلف اعضاي شرکتکننده در خصوص مورد و استماع
نظريه جناب آقاي دادستان کل کشور که به ترتيب ذيل منعکس ميگردد، به صدور
رأي وحدت رويه قضايي شماره 721ـ 21/4/1390 منتهي گرديد.
ب: گزارش پرونده
گزارش پرونده مزبور به شرح ذيل عيناً منعکس ميگردد:
حضرت آيتا... محسني گرکاني دامت برکاته رياست محترم ديوان عالي کشور
احتراماً نظر جنابعالي را به مطالب ذيل معطوف ميدارد:
الف ـ طبق محتويات پرونده کلاسة 15/302 شعبه بيست و هفتم ديوان عالي
کشور، آقاي مسعود- ت از فردي ناشناس به ايجاد مزاحمتهاي تلفني مکرر به
دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان اصفهان شکايت نموده و توضيح داده است از
حدود يک سال پيش آسايش او و اعضاي خانوادهاش بر اثر تماسهاي تلفني فرد
مزاحم مختل گرديده است و مزاحمت ها، اوايل با تلفن همراه بود. ولي از مدتي
قبل با تلفن ثابت که با رقم 021 (کد تهران) شروع ميشود، صورت ميپذيرد. در
اين رابطه پرونده جهت رسيدگي و اظهارنظر به شعبه 14 دادياري دادسراي
شهرستان مزبور ارجاع شد و پس از انجام تحقيقات مقدماتي به زعم اينکه جرم در
حوزة قضايي تهران به وقوع پيوسته است، با استناد به ماده 54 قانون آيين
دادرسي دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري به صدور قرار عدم صلاحيت به
شايستگي مرجع اخيرالذکر منـتهي گرديد.
پس از وصول پرونده به دادسراي
عمومي و انقلاب تهران و ارجاع آن به شعبه نهم دادياري دادسراي ناحيه 4، با
اين استدلال که در مزاحمت تلفني زماني جرم محقق ميشود که شخص مخاطب گوشي
تلفن را بردارد و اين معني در اصفهان تحقق يافته، با عدم پذيرش صلاحيت
مواجه و در نتيجه به حصول اختلاف منجـر ميگردد و شعبـه بيسـت و هفتـم ديوان
عـالي کشور به شـرح دادنامـه شماره 1045 ـ 20/7/1385 با تأييد استدلال
شعبه نهم دادياري دادسراي ناحيه چهار تهران و اعلام صلاحيت رسيدگي دادسراي
اصفهان و ترجيحاً شعبه 14 دادياري اين شهرستان حل اختلاف مينمايند.
ب ـ
برابر اوراق پروندة کلاسه 12/413 شعبه سي و پنجم ديوان عالي کشور خانم
طلعت ساکن گنبدکاووس از شخصي به مزاحمت تلفني مکرر شکايت نموده و اعلام
داشته است، تلفنهاي فرد مزاحم با رقم 021 (پيششماره تهران) شروع ميشود و
مدت شش ماه است که وقت و بيوقت هر روز چند بار مزاحمت فراهم مينمايد.
پرونده
براي رسيدگي و اظهارنظر در شعبه سوم دادياري دادسراي عمومي و انقلاب گنبد
مطرح شده و به موجب قرار 855 ـ 25/7/1385 به شرح ذيل اتخاذ تصميم
مينمايند: « درخصوص شکايت خانم طلعت ... داير بر ايجاد مزاحمت تلفني با
عنايت به اظهارات شاکيه و شماره تلفن اعلامي به نظر ميرسد محل وقوع بزه
احتمالي تهران ميباشد. لذا مستنداً به ماده 54 قانون آيين دادرسي
دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري قرار عدم صلاحيت به شايستگي
دادسراي عمومي و انقلاب صادر و اعلام ميگردد...»
پرونده پس از موافقت
دادستان محل، به دادسراي تهران ارسال و به شعبه نهم دادياري دادسراي ناحيه 4
ارجاع ميگردد و قاضي اين شعبه نيز با همان استدلال قبلي که در پرونده
شعبه 27 ديوان عالي کشور منعکس گرديده از خود نفي صلاحيت نموده و پرونده
را در اجراي حل اختلاف به ديوان عالي کشور ارسال ميدارد.
در اين خصوص شعبه سي و پنجم ديوان عالي کشور، طي دادنامه 330 ـ 3/6/1386 به شرح ذيل اتخاذ تصميم نمودهاند:
با توجه به اوراق پرونده و با توجه به قرارهاي عدم صلاحيت رسيدگي صادره
از شعبه سوم دادياري دادسراي عمومي و انقلاب شهرستان گنبدکاووس و داديار
شعبه نهم ناحيه چهار دادسراي عمومي و انقلاب تهران و با توجه به استدلالي
که در هر يک از دو قرار مزبور شده است و با توجه به اظهارات شاکيه به وقوع
بزه مورد شکايت و مزاحمت تلفني، به شرح منعکس در پرونده و صرفنظر از صحت و
سقم موضوع مستنداً به ماده 54 از قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و
انقلاب در امور کيفري در حال حاضر حوزه قضايي شهرستان تهران براي رسيدگي
به پرونده مطروحه صالح خواهد بود.
هر چند شعب بيست و هفتم و سي و پنجم
ديوان عالي کشور در استنباط از ماده 54 قانون آيين دادرسي دادگاههاي
عمومي و انقلاب در امور کيفري اختلافي نداشته و در اصل صلاحيت محکمهاي که
جرم در حوزة قضايي آن واقع شده است اتفاق نظر دارند؛ ولي چون در تشخيص محل
وقوع جرم مزاحمت تلفني و صلاحيت مرجع رسيدگيکننده به آن در مواردي که
قسمتي از فعل تشکيلدهنده آن از يک حوزة قضايي صادر و حاصل آن در حوزة
قضايي ديگر بروز نموده و کامل شود، رويههاي مختلف اتخاذ نمودهاند و شعبه
27 حوزة قضايي محل استماع مزاحمت تلفني و شعبه 35 حوزة قضايي محل صدور
مزاحمت و محل مکالمه موجد مزاحمت را صالح به رسيدگي دانستهاند.
لذا به
منظور ايجاد رويه واحد قضايي در محاکم و شعب ديوان عالي کشور مستنداً به
اصل 161 قانون اساسي و ماده 270 قانون آيين دادرسي دادگاههاي عمومي و
انقلاب در امور کيفري تقاضاي طرح موضوع را در هيأت عمومي ديوان عالي کشور و
صدور رأي وحدت رويه قضايي را دارد.
حسينعلي نيّري ـ معاون قضايي ديوان عالي کشور
ج: نظريه دادستان کل کشور
جرم مزاحمت تلفني در صورتي محقق ميشود که نتيجه آن که مقصود مزاحم است
حاصل گردد، بنابراين در مواردي که محل شروع جرم و محل حدوث نتيجه در
حوزههاي قضايي مختلف باشد ـ محل حدوث نتيجه محل وقوع جرم است و دادگاهي که
اين محل در حوزه آن قرار دارد طبق ماده 54 قانون آيين دادرسي دادگاههاي
عمومي و انقلاب در امور کيفري صالح براي رسيدگي است و اينجانب با نظر شعبه
بيست و هفتم ديوان عالي کشور موافق هستم و آن را تأييد مينمايم.
د: رأي وحدت رويه شماره 721 ـ 21/4/1390 هيأت عمومي ديوان عالي کشور
وقوع بزه مزاحمت براي اشخاص به وسيله تلفن يا دستگاههاي مخابراتي ديگر ـ
موضوع ماده 641 قانون مجازات اسلامي ـ منوط به آن است که نتيجه آن که
مقصود مرتکب است محقق گردد.
بنابراين در مواردي که اجراي مزاحمت از يک
حوزه قضايي شروع و نتيجه آن در حوزه قضايي ديگر حاصل شود، محل حدوث نتيجه
مزبور، محل وقوع جرم محسوب و مناط صلاحيت دادگاه رسيدگي کننده نيز همين
امر خواهد بود. بر اين اساس رأي شماره 1045ـ20/7/1385 شعبه بيست و هفتم
ديوان عالي کشور که با اين نظر مطابقت دارد به اکثريت آراء صحيح و منطبق
با موازين قانون تشخيص ميگردد. اين رأي طبق ماده 270 قانون آيين دادرسي
دادگاههاي عمومي و انقلاب در امور کيفري در موارد مشابه براي شعب ديوان
عالي کشور و دادگاههاي سراسر کشور لازم الاتباع است.